جنگ روایتها و راهبرد شکافسازی؛ بازخوانی یک عملیات رسانهای در بستر افکار عمومی
پایگاه خبری صدای امید شهر، نسیم افشار کارشناس رسانه در یادداشتی برای ما نوشت،تحولات چند دهه اخیر در حوزه ارتباطات و فناوریهای رسانهای، ماهیت رقابت میان بازیگران بینالمللی را دستخوش تغییرات اساسی کرده است. اگر در گذشته، قدرت نظامی و اقتصادی مهمترین مؤلفههای اثرگذاری تلقی میشدند، امروز «قدرت روایت» و توانایی جهتدهی به افکار عمومی، به یکی از ارکان اصلی این رقابت تبدیل شده است.
در این چارچوب، بهرهگیری از کلیدواژههایی همچون «چندصدایی»، «آزادی بیان» و «تنوع دیدگاه» در فضای رسانهای، صرفاً در سطح مفاهیم باقی نمیماند، بلکه در بسیاری موارد، در قالب روایتسازیهای هدفمند بازتعریف میشود. این بازتعریفها میتوانند با برجستهسازی گزینشی برخی اختلافنظرها، تصویری اغراقآمیز از شکافهای اجتماعی ارائه دهند؛ تصویری که الزاماً بازتابدهنده واقعیت کامل جامعه نیست، بلکه برشی جهتدار از آن محسوب میشود.
در چنین فضایی، رسانهها بهعنوان بازیگران اصلی میدان جنگ روایتها، نقشی کلیدی در شکلدهی به ادراک عمومی ایفا میکنند. تکرار مستمر یک چارچوب روایی خاص، استفاده از تصاویر نمادین، و همافزایی میان پلتفرمهای مختلف، میتواند به تثبیت یک برداشت مشخص در ذهن مخاطب منجر شود. این فرآیند، بهویژه زمانی که با شبکههای گسترده رسانهای و فضای مجازی همراه میشود، از قدرت نفوذ بالایی برخوردار است.
از سوی دیگر، تمرکز بر مفاهیمی که قابلیت چندبرداشتی دارند، امکان هدایت افکار عمومی را افزایش میدهد. برای مثال، واژه «چندصدایی» در ذات خود میتواند بهعنوان نشانهای از پویایی اجتماعی تلقی شود، اما در یک چارچوب رسانهای خاص، ممکن است بهگونهای بازنمایی شود که دلالت بر واگرایی و تعارض داشته باشد. این تغییر زاویه نگاه، دقیقاً همان نقطهای است که عملیات روانی در آن شکل میگیرد.
هدف نهایی چنین رویکردهایی را میتوان در تلاش برای تأثیرگذاری بر انسجام اجتماعی و ایجاد نوعی تردید یا دوگانگی در ذهن مخاطبان جستوجو کرد. تجربههای مختلف در سطح جهانی نشان داده است که تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی، میتواند بستر لازم برای تحقق اهداف سیاسی گستردهتر را فراهم کند.
با این حال، بررسی واکنش جوامع به اینگونه تلاشها نشان میدهد که نتیجه این فرآیند، همواره مطابق با اهداف طراحیشده پیش نمیرود. در بسیاری از موارد، افزایش سطح آگاهی عمومی و دسترسی گستردهتر به منابع متنوع اطلاعاتی، موجب شده است که مخاطبان با نگاه انتقادیتری به محتواهای رسانهای بنگرند و از پذیرش یکسویه روایتها خودداری کنند.
در این میان، نقش سواد رسانهای بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. توانایی تحلیل پیامها، تشخیص چارچوبهای روایی و درک سازوکارهای تولید محتوا، میتواند به مخاطبان کمک کند تا در برابر جریانهای هدفمند رسانهای، موضعی فعال و آگاهانه اتخاذ کنند. این مسئله، بهویژه در شرایطی که حجم اطلاعات و سرعت انتشار آن بهطور چشمگیری افزایش یافته، اهمیتی دوچندان دارد.
در نهایت، آنچه در میدان رقابتهای رسانهای تعیینکننده خواهد بود، نه صرفاً حجم تولید محتوا، بلکه کیفیت درک و تحلیل مخاطبان است. هرچه سطح آگاهی عمومی بالاتر باشد، امکان اثرگذاری روایتهای جهتدار کاهش یافته و در مقابل، انسجام اجتماعی تقویت خواهد شد. از این منظر، توجه به آموزشهای رسانهای و ارتقای قدرت تحلیل در جامعه، بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای مواجهه با جنگ روایتها قابل ارزیابی است.
بدون نظر! اولین نفر باشید