وقتی باور افراد به ساختارهای بینالمللی فرو میپاشد
گروه فرهنگی-اجتماعی صدای امید شهر؛ربابه نوری با بیان اینکه بحرانها و جنگها میتوانند تأثیرات عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد داشته باشند، گفت: محور اصلی این تأثیرات و عمده نگرانی متخصصان روانشناسی، تروما یا ضربه روانی-شناختی است که در شرایط مختلفی رخ میدهد.
وی به انواع موقعیتهای تروماتیک در بحران و جنگ اشاره کرد و افزود: در مورد تروما، زمانی که فرد در آستانه تجربه مستقیم مرگ قریبالوقوع مثل زیر آوار ماندن در زلزله یا انفجار، لرزش شدید زمین، شنیدن صدای انفجارهای مهیب، یا ریزش آوار قرار میگیرد. حتی اگر فرد زیر آوار نماند، ممکن است دچار زخمهای عمیق، خونریزی شدید یا آسیبهای فیزیکی دیگر شود اینها خود عاملی برای تروماست.
نوری ادامه داد: گاهی حتی بدون وقوع حادثه فیزیکی، صرفِ قرار گرفتن در معرض حمله یا شرایط ناامن و وقوع چنین رویدادهایی؛ چه برای خود فرد و چه برای اطرافیان میتواند باعث ایجاد ضربههای روانی شدید شود. بحرانها و جنگها تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد میگذارند اما نگرانی اصلی در این زمینه، مسئله تروما یا ضربه روانی-شناختی است.
دانشیار روانشناسی بالینی دانشگاه خوارزمی بیان کرد: حتی در مواردی که حادثهای مستقیم رخ نمیدهد، همین که فرد در معرض شرایط تهدیدکننده، قرار میگیرد و این ترس را دارد که نکند الآن بمیرد کافی است تا احساس ناامنی و تهدید به مرگ، بهصورت تروما در روان او ثبت شود. در تمام این موارد، چه برای کسی که مستقیماً درگیر حادثه شده و چه برای کسانی که شاهد آن در مورد اطرافیان نزدیک خود بودهاند، میتواند تروما رخ دهد.
وی گفت: درصد زیادی از افراد که تروما را تجربه میکنند، دچار اختلال نمیشوند، اما ۳۰ درصد از این افراد دچار اختلال اضطراب پس از حادثه میشوند که در اثر آن کابوس میبینند و یا در مواجه با برخی از موقعیتها دچار ترس از بروز حادثه مشابه هستند. این موضوع نشان میدهد که توجه به سلامت روان در شرایط بحرانی، نهتنها یک ضرورت انسانی، بلکه بخشی اساسی از مدیریت بحران است.
تأثیر جنگ و بحران بر باورهای بنیادین: فروپاشی مفروضات
وی در ادامه گفت: در ادامه بررسی تأثیر بحرانها و جنگها بر سلامت روان، باید به مسئله عمیقتری اشاره کرد که فراتر از تروماهای مستقیم رخ میدهد و آن فروپاشی مفروضات اساسی است، این مفهوم به این معناست که وقایع هولناک مانند جنگ، نه تنها آسیبهای فوری ایجاد میکنند، بلکه بنیانهای فکری و باورهای افراد درباره جهان و خودشان را نیز متلاشی میسازند.
این مدرس دانشگاه یادآور شد: پیش از وقوع بحران، بسیاری از افراد باور دارند که جهان منظم، قابل پیشبینی و عادلانه است، یا دستکم براساس حساب و کتابی اداره میشود. آنها تصور میکنند انسانها ذاتاً متمدن هستند، ساختارهای اجتماعی و بینالمللی از افراد محافظت میکنند و خودشان نیز توانایی کنترل و مدیریت شرایط زندگیشان را دارند. اما هنگامی که جنگ یا فاجعهای ساختدست بشر رخ میدهد، این باورها به شدت زیر سؤال میرود.
وی افزود: برای مثال، وقتی فردی میبیند که انسانی دیگر بدون هیچ دلیل منطقی به او حمله میکند، یا زمانی که خانهاش در اثر انفجار فرو میریزد و هیچ کاری از دستش برنمیآید، یا وقتی موج انفجار او را به هوا پرتاب میکند، تمام آن تصورات قبلی درباره خیریت جهان، عدالت، امنیت و تواناییهای شخصیاش فرو میپاشد. این فروپاشی تنها یک آسیب روانی موقت نیست؛ بلکه بازتعریف کامل جهانبینی فرد است.
نوری بیان کرد: این وضعیت میتواند به احساس درماندگی، بیپناهی، سردرگمی عمیق و از دست دادن معنا در زندگی بینجامد. بازسازی این باورها، هرچند به شکل جدید نیازمند حمایتهای روانشناختی بلندمدت، بازسازی روابط اجتماعی و گاه بازتعریف هویت فردی است.
نقش تعیین کننده باورها و اعتقادات فردی
وی عنوان کرد: نکته مهم اینجاست که در یک حادثه، اگر یک نفر کشته شود و ۲۰ نفر مجروح جسمی شوند، حدود ۲۰۰ نفر دچار عوارض روانی خواهند شد. این افراد نیازمند حمایت تخصصی هستند تا بتوانند تدریجاً به زندگی بازگردند و به درکی متعادل برسند. اینکه اگرچه گاهی حوادثی رخ میدهد که نظم جهان را مختل میکند، اما باید بدانیم که همیشه اوضاع به این شکل نیست و این شرایط پایدار نخواهد ماند.
وی تاکید کرد: در این مرحله، باورها و اعتقادات فردی نقش تعیینکنندهای پیدا میکنند. معنایی که افراد به زندگی میدهند و نظام ارزشی آنها بسیار مهم میشود. اینجاست که روانشناسان و مشاوران میتوانند نقش حیاتی ایفا کنند و با کمک به بازتعریف مفاهیم امنیت، کنترل و معنا، به افراد در بازیابی تعادل روانی کمک کند.
بدون نظر! اولین نفر باشید