توانمندسازی کودک در برابر خطر، بدون ترساندن

پایگاه خبری صدای امیدشهر به نقل از ایسنا؛
فرشته کولانی، روانشناس، در گفتوگو با ایسنا تأکید دارد که استفاده از واژهی «غریبه» در آموزش امنیت، نهتنها کارآمد نیست، بلکه میتواند این باور غلط را در کودک ایجاد کند که هر فرد ناآشنا خطرناک و هر فرد آشنا بیخطر است. او با استناد به تحقیقات یادآور میشود که بخش قابلتوجهی از آسیبها دقیقاً از سوی افراد نزدیک و آشنا رخ میدهد؛ بنابراین بهجای برچسبزدن به افراد، باید به کودکان بیاموزیم که «رفتارهای امن و ناامن» را تشخیص دهند. هدف اصلی، پرورش کودکی است که در مواجهه با موقعیتهای ترسآور یا گیجکننده، بتواند بدون مکث از خودش مراقبت کند و موضوع را با یک «بزرگسال امن» در میان بگذارد.
یکی از چالشهای اساسی، این است که چرا برخی کودکان باوجود آموزشهای قبلی، باز هم فریب میخورند؟
کولانی پاسخ این سؤال را در نوع آموزش میداند؛ آموزشهای مبتنی بر ترس، بهجای توانمندسازی، کودک را فلج میکنند. وقتی کودکان در فضایی از اضطراب و تهدید بار میآیند، در لحظات بحرانی قدرت «نه» گفتن را از دست میدهند و ممکن است بهخاطر شرم یا گناه، موضوع را پنهان کنند. او تأکید دارد که اگر کودکی در موقعیت خطر شکست خورد، والدین هرگز نباید او را سرزنش کنند؛ بلکه باید با جملاتی مانند «تو مقصر نیستی» و «از اینکه به من گفتی ممنونم»، مسئولیت را از دوش او بردارند و آرامش را به او بازگردانند.
بهگفتهی این روانشناس، واکنش والدین پس از یک حادثه، تعیینکنندهترین نقش را در سلامت روان کودک ایفا میکند. بازجویی، خشم، پنهانکاری و ترساندن، بدترین واکنشهایی هستند که کودک را منزوی و سرشار از احساس گناه میکنند. در مقابل، حفظ آرامش، گوشدادن فعال و باور کردن حرف کودک، پناهگاهی امن برای او میسازد و تجربهی تلخ را قابلتحملتر میکند.

کولانی در خصوص سناریوی رایج درخواست کمک از سوی غریبهها نیز هشدار میدهد و میگوید:
کودک باید بداند که هیچوقت وظیفهی کمککردن به یک بزرگسال را ندارد و در چنین شرایطی، تنها کافی است بگوید «نه، من پیش مامانم میمانم» و بدون توضیح اضافه، خودش را به والدین یا مربی قابلاعتماد برساند. همچنین او تفاوت میان «احترام» و «اطاعت» را کلیدی میداند و معتقد است جامعهی ما بیش ازحد روی اطاعت از بزرگترها تأکید دارد؛ درحالیکه کودک باید یاد بگیرد مودب باشد، اما هرگز بهخاطر ادب، از دستورات ناامن پیروی نکند.
در نهایت، کولانی پیشنهاد میدهد که خانوادهها از روش «رمز خانوادگی» استفاده کنند؛ رمزی که فقط اعضای اصلی خانواده از آن باخبرند و کودک با پرسیدن آن، از امنیت فرد موردنظر مطمئن میشود. همچنین او بر آموزش تفاوت «راز مثبت» (مثل غافلگیری تولد) با «راز منفی» (پنهانکاری رفتارهای ترسآور) تأکید دارد و میگوید این قانون برای همه افراد، از فامیل و مربی تا دوستان، یکسان است؛ هیچکس حق ندارد کودک را به پنهانکاری دربارهی رفتارهای آسیبزا مجبور کند و کودک باید بدون ترس، هر موضوع نگرانکنندهای را با والدین یا یک بزرگسال مطمئن در میان بگذارد.
بدون نظر! اولین نفر باشید